محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

194

آثار عجم ( فارسى )

[ ديگر صورتهاى تنگاب ] : از جمله آثار غريبه ، ديگر صورتهاى داخل تنگاب است : به مقدار ربع فرسنگى كه از آن نقشهاى مذكورهء اوّل تنگاب مىگذرند ، در طرف دست چپ ، در مسطّحه‌اى از كوه ، چند صورت است ؛ ولى بكلّى خراب و نابود و محو شده‌اند كه جز هيكلى ، چيزى مشاهده نمىشود ؛ نقوش چشم و ابرو و دهان و چين لباس آنها ، تماما منمحى گرديده ؛ همين قدر استنباط مىشود كه صورت اوّل ( 1 ) ، از طرف يسار ، پادشاهى است ؛ تاج بلندى بر سر دارد با صورت دوم ( 2 ) - كه آن نيز پادشاه است يا وليعهدى - حلقه‌اى در دست دارند كه گويا با هم معاهده مىكنند در امر سلطنت و غيره . و صورت سيّم ( 3 ) ، به قامت از همه كوچكتر است و نيزه‌اى در دست دارد و صورت چهارم ( 4 ) و پنجم ( 5 ) و ششم ( 6 ) ، دست راست خود را بالا گرفته‌اند و معلوم است كه آنها ، تابع و خدمتگزارند ؛ جز صورت اوّل و دوم كه پادشاهند ؛ زيرا كه صورت اوّل ، تاج بر سر نهاده و صورت دوم ، دم پرى بر كلاه نصب كرده است . كيفيت معاهده نمودن با حلقه : « 3 » اين معاهده « 1 » با حلقه « 2 » ، معروف نزد اهل خبر است . بعض از مردم ، از عدم بصيرت چنين گمان نموده‌اند كه ؛ حلقه گرفتن دو نفر در دست - مثل اين مكان كه مذكور شد و مثل جاهاى ديگر از اماكن فارس ، كه بدين وضع ، صورتها بر سنگ نقش نموده‌اند - مسئله ، زورآزمائى باشد ؛ يعنى خيال كرده‌اند كه دو نفر ، حلقه‌اى از آهن در دست گرفته ، هر يك به طرف خود ، آن را مىكشند ؛ تا آن حلقه شكسته شود يا اينكه از دست يكى رها گردد ؛ پس قوّت و زور هر كدام كه بيشتر است ، معلوم آيد . اين فكرت و خيال بسى ناصواب و بر خطاست : سابقا در تواريخ اهل سير ايران و اهل يوروپ ديده‌ام ، نوشته‌اند و از عهد قديم ، زماننا بعد زمان ، خبر داده‌اند كه حلقه گرفتن دو پادشاه با هم ، علامت معاهدهء دولتين [ 122 f ] و غيره است و آن حلقه‌اى است كه در معابد و آتشكده‌ها مىآويخته‌اند و آن را حرمت

--> ( 1 ) . به ضمّ اوّل و فتح چهارم ، با هم عهد و پيمان بستن . ( 2 ) . حلقه‌اى كه به دست گرفته ، با هم معاهده مىنموده‌اند . شكل و تركيب آن را فقير در بسيارى از امكنه كه منقور بر سنگ بوده است ، درست ديده‌ام و بدين شكل است : اسكن رك حاشيه ( 2 ) آثار عجم . شخصى كه مطاع بوده ، وتر حلقه را مىگرفته و آن كه مطيع بوده ، قوس آن را . ( 3 ) . رك توضيحات فرصت در اين مورد در ص 400 همين كتاب .